کلبه عشاق

آدما رسمشونه پایبند دلدار نمیشن،خوب گرفتار میکنن،آدما رسمشونه شاخه به شاخه میپرن،دل رو بیمار میکنن اما پرستار نمیشن.

کلبه عشاق

آدما رسمشونه پایبند دلدار نمیشن،خوب گرفتار میکنن،آدما رسمشونه شاخه به شاخه میپرن،دل رو بیمار میکنن اما پرستار نمیشن.

تو که رفتی ....


بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

 مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

 تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند

 سایه در سایه ی آن ثانیه ها خواهم مرد

 شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند

 موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

 گم شدم در قدم دوری چشمان تو
 
 از طرف ایلیا عزیز

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

 

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت 
 زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
 چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
 آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
 روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود
 مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
 او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
 عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
 هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
 دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت

از طرف ایلیا

زیرباران بااوباده هم مینوشی


  •     زیرباران بودم همره غم تنها

  • چشم زیبایت گشت درمه شب پیدا

  • بادوچشمت گفتم بی خبرازمایی

  • ازغروب وباران حال ماجویایی

  • هیچ میگویی اوزیرباران تنهاست

  • یادداری گفتی باتوباران زیباست

  • توکه گفتی هرشب درخیالم هستی

  • سرخی چشمانت داده برمن مستی

  • حال زیرباران باکه هم اغوشی

  • زیرباران بااوباده هم مینوشی

  • چشمت اوام چکاندفقط قطره شبنم

  • لحظه ای باریداومثل باران نم نم

  • مثل باران نه که چون سیل درجوش وخروش

  • باغم چشمانت رفت ازسرهم هوش

  • قطره قطره اشک بررخم بوسه نواخت

  • تاکه بگشودم چشم غلبم ازغصه گداخت

  • گفتم ای سنگین دل تونباربرحالم

  • شیشه رامیشکندسنگ اشکت یارم

  • چشمت ازغصه به من خیره ماندوحیران

  • گفت زیرباران بی توام سرگردان 


    از طرف یه عاشق 

  • قلب یخی......

     


    همه میگن که تو رفتی,همه میگن که تو نیستی

     همه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی

     دروغــــــــــــــــــــــــــــــه

     چجوری دلت میومد منو اینجوری ببینی

    با ستاره ها چه نزدیک منو تودوری ببینی

    همه گفتن که تو رفتی ولی گفتم که دروغه

    دروغـــــــــــــــــــــــــــــه

    همه میگن کــه عجیبه اگه منتظر بمونم

    همه حرفاشون دروغه تا ابد اینجا میمونم  

    بی تو واسمت عزیزم اینجا خیلی سوتو کوره

    ولی خوب عیبی نداره دل من خیلی صبوره  

    همه میگن که تو نیستی,همه میگن که تو مردی

    همه میگن که تنت رو به فرشته ها سپردی

     دروغـــــــــــــــــــــــــــــــه 

    بزار عاشقت بمونم .......

     
    حالا که همش تو رویاست نزار دلتنگت بمونم
    مرگ بیداری برا من, اینو خیلی خوب میدونم

     بزارعاشقت بمونم    بزارعاشقت بمونم


    ادامه مطلب ...

    باختی ........


    هنوز حرفای ناگفته دارم گوش کن
     تو هم این زهر تلخ نفرتو نوش کن
     آره تو راست میگی عشق بچه بازی نیست
     همون بهتر بری مارم فراموش کن
     تو آبروی عاشقی رو پاک بردی
     دارم جدی میگم برای من مردی

    ادامه مطلب ...

    وقتی رفتی همه چی رفت


    وقتی رفتی همه چی رفت
     همه ی دلبستگی رفت
     شب و روز من یکی شد
     حتی حس زندگی رفت
     دیگه بی تو مرده بودم
     حرف مردم شده بودم

    ادامه مطلب ...

    خدا حافظ.......


    خداحافظ برای تو چه آسان بود
     ولی قلب من از این واژه لرزان بود
     خداحافظ برای تو رهایی داشت
     برای من غم تلخ جدایی داشت
     خداحافظ طلوع من غروب من
     خداحافظ تو ای محبوب خوب من
     سلام تو طلوع پاک شبنم بود
     غروب ظلمت تاریکی وغم بود
     سلام تو شروع آشناییها
     نوید مهربانی ها زمان همزبانیها
     دریغ از قطره های اشک سوزانم که از بیداد تو بر رخ چکیده
     خزان زندگی آمد دل افسرده بعد از تو بهاری را ندیده

      

    این تبر مال تو نیست؟


    چه صدائیست که پیچیده در این جنگل مرگ ؟
     چه کسی تیشه بر این شاخه ی افتاده زمین می کوبد؟
     این تبر مال تو نیست؟
     دستها آن تو نیست ؟
     تو چه محکم و چه کاری و چه با عشق و علاقه !
     به من شاخه ی افتاده ی خشکیده تبر می کوبی!
     آی آرام بزن می شکند عمق سکوت !
     وای آرام بزن تا نکنم آه تو را
     جمع کن هر چه شکستی دل من !
     هیزم خوبی شد
     آتشی بردل من زن که ببینی عشق هم می سوزد !
     خوب هم می سوزد . . .

    از طرف ایلیا

    گاهی دعایم کن

     
    .....برایت آرزو دارم
    عاشق شوی روزی
    بفهمی زندگی بی عشق نازیباست
    دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
    به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
    بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

    ادامه مطلب ...

    و من همیشه فقط یک دقیقه دیر می رسم...


    مقابل دریا که می رسم

    فقط برای چشمهایت دعا می کنم

    اما تو هرگز مستجاب نمی شوی

    ...ببار


    ادامه مطلب ...

    بهم کمک نمیکنه


    نوشتن از نبودنت بهم کمک نمیکنه

    هیچ چیزی بعد رفتنت بهم کمک نمیکنه

    نشوندمت رو معنی عمیق نام واژه ها

    پیچیدنت به هرم استعاره ها


    ادامه مطلب ...

    زندگی هیچ نبود،


    زندگی هیچ نبود،

    و به آسانی یک گریه گذشت.

    کودکی را دیدم که دلش غمگین بود و بدنبال عروسک می گشت.

    تا که در رویاها

    همه دار و ندارش،


    ادامه مطلب ...

    او رفت وماندم در قفس

    او رفت وماندم در قفس
    ،یارب به فریادم برس 
    ،شد سرنوشتم عاقبت
    ،بازیچه دست هوس
    ،امشب که مستم مست مست
    ،داغی نهادم پشت دست
    ،تا نقش نابودی کشم 
    ،بر آنچه بود وآنچه هست
    ،صحرا به صحرا کو به کو
    ،هرجاگذر کردی بگو
    ،عاشق شدن دیوانگی است
    . پایان عشق بیگانگی است

    تنها شده ام

     
     
    دیر گاهیست که تنها شده ام
    قصه غربت صحرا شده ام
     وسعت درد فقط سهم من است 
    بازهم قسمت غم ها شده ام 
    دگر آیینه ز من بی خبر است
    .... که اسیر شب یلدا شده ام 
    من که بی تاب شقایق بودم 
    همدم سردی یخ ها شده ام
     کاش چشمان مرا خاک کنید
     تا نبینم که چه تنها شده ام

    از طرف ایلیای عزیز

    دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم


    از من رمیده ای و من ساده دل هنوز
     بی مهری و جفای تو باور نمی کنم
     دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
     دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم
     رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
     دیگر چگونه عشق تورا آرزو کنم
     دیگر چگونه مستی یک بوسه تورا
     دراین سکوت تلخ و سیه جستجو کنم

    از طرف ایلیا

    حصار کهنه سنگی ....


    چه حالیه که من دارم ، به حال من تو میخندی
     منم اون کولی تنها ، که هر شب خون میبارم
     شده تو خلوت تارم ، زبونم سیمه گیتارم
     دله پر خون شده بیمار ، شبیه هر دفعه هر بار

    ادامه مطلب ...

    دل منم دیوونه شد. . .


    واسه من از تو چی مونده

    عکس و یه ربانه تیره

    نمی دونستم که عشقم یه روزی از اینجا میره

    دوتا شمع نیمه سوزو

    عطر تو هنوز می پیچه

    بخدا تموم غمها پیش غصه تو هیچه...

    دل تنهای منم سر مزارته هنوز

    انگاری تو زنده ای اون میمیره هر شب و روز

    بعد پر کشیدنت دل منم دیوونه شد

    قصری که ساخته بودم برای تو ویروونه شد. .

    دل تنهای منم سر مزارته هنوز

    انگاری تو زنده ای اون میمیره هر شب و روز

    بعد پر کشیدنت دل منم دیوونه شد

    دل منم دیوونه شد. . .

    روز مرگم


    روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید


    همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

    مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید


    مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

    بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ


    پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

    جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد


    شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

    روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد


    اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد

    روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت


    آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــتت


    عشق روزی رهگذر می آید و من نیستم


    صبح روزی ، پشت در می آید و من نیستم

    قصه دنیا به سر می آید و من نیستم

     

    یک نفر دلواپسم این پا و آن پا می کند

    کاری از من بلکه بر می آید و من نیستم

     


    ادامه مطلب ...

    می دونی با تو


    بده دستات و به من تا باورم شه پیشمی

    می دونم خوب می دونی تو تار و پود و ریشمی

    تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من

    چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن


    ادامه مطلب ...

    بعدش خدانگهدار ...


    دل تنگی هات رو بردار به روی قلبم بذار

    تکیه بده به شونم تو این مسیر دشوار

    اگه منو نمی خوای حرف دلم رو گوش کن

    فقط برای یک بار بعدش خدانگهدار

    بعدش خدانگهدار ...


    ادامه مطلب ...

    عشق شیرینش مرا فرهاد کرد


    عشق شیرینش مرا فرهاد کرد
     او بیامد مرغ دل را از قفس آزاد کرد
     او بشد لیلا و ما مجنون روی ماه او
     قلب ویران مرا آباد کرد
     نام شیرینش تمام تلخی عمرم زدود
     
    ادامه مطلب ...

    خداحافظ گل نازم


    خداحافظ گل نازم تموم حس آوازم
     خداحافظ وجود من برورویای یروازم
     خداحافظ گل پونه برو ازقلب ویرونه
     لالایی آی دل تنها کسی دردونمی دونه
     لالایی نم نم بارون بگیر آروم دل داغون
     نذاردستت بازم رو شه نذار اشکات بشه بارون
     حالا که تو نگاه تو منم مهمون ناخونده
     میرم امابدون قلبم تودستهای توجا مونده
     نمی دونی نمی دونی چه تنها سخته دل کندن
     آخه عاشق نبودی تو بدونی نازنین من

    از طرف ایلیا

    من هم شبی یه خاطره می شوم


    من هم شبی به خاطره تبدیل می‌شوم 
    خط میخورم زهستی و تعطیل می‌شوم
     من هم شبی به خواب زمین میروم فرو
     بر دوش خاک حامله تحمیل می‌شوم 
    من هم شبی قسم به خدا مثل قصه‌ها
     با فصل تلخ خاتمه تکمیل می‌شوم
    قابیل مرگ، نعش مرا میکِشَد به دوش
     کم کم شبیه قصه هابیل می‌شوم
     حک میکند غروب مرا شاعری به سنگ 
    از اشک و آه و خاطره تشکیل می‌شوم
     یک شب شبیه شاپرکی میپرم ز خاک
     در آسمان به آیینه تبدیل می‌شوم

    از ایلیا