X
تبلیغات
رایتل
 
کلبه عشاق
آدما رسمشونه پایبند دلدار نمیشن،خوب گرفتار میکنن،آدما رسمشونه شاخه به شاخه میپرن،دل رو بیمار میکنن اما پرستار نمیشن.
شنبه 15 آذر‌ماه سال 1393 :: 12:25 ::  نویسنده : سیامک       

رویایی می خواهم که مال من باشد اما دیگر حتی رویاها هم رنگ کابوس به خود گرفته اند
 
 به کدامین بهانه دلخوش کنم این روح بی  تابم را وقتی تو نباشی وقتی که چشمانم تا ابد
 
تو را دیگر نخواهد دید چگونه بخندم چگونه شاد باشم خدایا
 
 باز دلگیرم
مرا ببر ببر به هر انجا که تو میخواهی
 
این تن سرد بی روحم مال تو برای تو بردار و ببر این افتخارت بود این اقتدارت بود که مرا درس عبرت کنی
 برای غیر ؟ کارت خوب بود افرین این هم لوح تقدیرت راستی گفتم تقدیر ! تو که نویسنده خوبی بودی
 پس چرا تقدیر ما اینگونه شد هر چه ما میخاستیم وارونه شد ؟ ای خدا ریخته شد جوهرت را گویم روی
پیشانی من ؟کار از پاک کن گذشت باید از من هم گذشت بی جهت نیست  که دور افتاده ام ..



 
پیوندها
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 131898